دوستت نمی دارم چنان که گل سرخی باشی از نمک زبرجد باشی یا پرتاب آتشی از درون گل میخک دوستت می دارم آن چنان که گاهی چیزهای غریبی را میان سایه و روح با رمز و راز دوست می دارند تو را دوست دارم همانند گلی که هرگز شکفته نشد ولی در خود نور پنهان گلی را دارد. ممنون از عشق تو شمیم راستینی از عطر برخاسته از زمین که می روید در روحم سیاه دوستت می دارم بی آنکه بدانم چه وقت و چگونه و از کجا دوستت می دارم ساده و بی پیرایه، بی هیچ سد و غروری؛ این گونه دوست می دارمت، چرا که برای عشق ورزیدن راهی جز این نمی دانم که در آن من وجود ندارم و تو... چنان نزدیکی که دستهای تو روی سینه ام، دست من است چنان نزدیکی که چشمهایت بهم می آیند وقتی به خواب میروم... پابلو نرودا

دسته ها : شعر
1389/5/26 20:17

به آنها بگوئید من خدایم را با شما و دارائی های توخالیتان عوض نمی کنم، من عشقم را با حباب هایی که فرصت زندگیشان به خواست عشق منست عوض نمی کنم، من آسمان ساده ی گاهی ابری ام را با آسمان های پر از نورهای رنگارنگ مصنوعی شما عوض نمی کنم، من دل پاکم را حتّی کنارِ دل های پر رفت و آمد شما هم نمی گذارم، ما با هم فرق داریم، تا وقتی من دست خدا را رها نکنم. حتی اگر گاهی از آسمان دلم بر سرم سنگ ببارد، پشت سر نمی گذارمش، حتی اگر گاهی هر چه بخواهم نشود و هر چه نخواهم بشود، من خدایم را رها نخواهم کرد. بگوئید، به آنهایی که منتظر فرصت هستند تا مرا از او جدا کنند.

دسته ها : ستاره
1389/5/23 20:26
X